پاسخ به چند شبهه در مورد واقعه عاشورا

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    سلام

     

    در این مطلب سعی دارم چند مورد از شبهات بی اساس در مورد واقعه عاشورا رو بررسی کنم.

    نکته اول: ایا کودک شیرخوار اب می خورد و گردن دارد؟

    ابتدا باید خدا را شکر کرد که دشمنان اهل بیت(ع) را از احمقان قرار داده است حضرات انگار در عمرشان نوزاد ندیده اند.

    اولا :وقتى أصحاب امام حسین و تمام نزدیکانش به شهادت رسیدند و جز پسرش علىّ زین العابدین (ع) و فرزند شیرخواره کسی باقی نماند فرزندی که مادر به دلیل نبود اب شیری ندارد که او را تغذیه کند و کودک ازتشنگی و گرسنگی دست و پا میزند. بله کودک شیرخوار اب می نوشد. زمانی که هوا خیلی گرم است یا نوزاد تب دارد در این صورت اشتهایش کم می‌شود و بهتر است در روز چند مرتبه به میزان کم به او آب بدهید تا بدنش دهیدراته نشود یعنی آب بدنش از بین نرود.

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=163849

    ثانیا: افاضه فرموده اند سر نوزاد به بدنش چسبیده!!!در صورتی میشود پذیرفت که نوزاد، ناقص الخلقه باشد و نوع خاصی از بیماری در او باشد که افراد بدون گردن به دنیا آمده و مثل پروانه سرشان چسبیده به تنه هست!!! وگرنه هر نوزاد سالمی به تناسب جثه دارای گردن است و قرار نیست بعدا در طول رشد گردنش جوانه بزند!!!و از تنه جدا شود .تنها تفاوت در توانایی نگه داشتن سر است که به طور میانگین و به تناسب جثه نوزادان از پایان ماه اول کم کم شروع به گردن گرفتن و نگه داشتن سر می کنند لذا در حدود 6ماهگی تا  زیادی این امر صورت گرفته و کودک کمابیش قادر به نگه داشتن سر خواهد بود.و گردن به خوبی قابل تمایز است.

    نکته دوم: فاصله تیر اندازی حرمله و چرا خود امام (ع) هدف تیر قرار نگرفت؟

    اولا: امام وقتی با اهل حرم خداحافظی می کرد متوجه تشنگی بی امان علی اصغر شد زیرا نه مادرش شیر داشت و نه هیچ شتری که آنجا بود، برخی از مقاتل گویند که امیدی به زنده ماندن این بچه نبود چون از شدت گرسنگی و تشنگی دست و پا می زد. شاید امام اندک امیدی داشت که دشمن از سر رحم این بچه را سیراب کنند، شاید هم به خودشان بیایند و عمق جنایتی را که می کنند ببینند، شاید هم برای بیدار شدن برخی از دلها این کودک را میان لشگر دشمن برد.(معالی السبطین،ج 1: 423، محدثی)

    بله ایشان به میان  لشگر دشمن رفتند پس دویست متری در کار نیست.

    وقتی حضرت میان لشگر دشمن رفت چون شمشیر نکشیده بود، همه می دانستند که الان سر جنگ ندارد و می خواهد چیزی بگوید یا نشان دهد، بعد از اینکه علی اصغر بر دست حضرت بالا رفت و سرش مقداری به عقب افتاد، لشگریان دست و پا زدن این بچه را دیدند و مبهوت ماندند، عمر سعد متوجه بهت لشگر شد و دستور را صادر کرد و از آنجایی که حضرت خیلی به لشگر نزدیک شده بود تا بی امانی بچه را ببینند امکان دارد حرمله 10 متر با حضرت فاصله داشته باشد و او از تیر سه شعبه استفاده کرد که عرض بزرگ تیر سبب اصابت به هدف کوچک شود.

    ثانیا: بله دشمن امام (ع) خونخوار و سنگدل است.در ان موقع هم بحث استراتژی جنگ نبود چون فردی که تنها مانده و یارانش کشته شده اند. و هزاران نفر برابرش صف کشیده اند. قطعا کشته خواهد شد.آیاشما بعید می دانید دشمن خونخوار و کینه توزی که برای نشان دادن هر چه بیشتر بغض و دشمنی خود بعد از اتمام چنگ بر بدن امام حسین(ع) و یارانش اسب می تازد و خیمه ها را غارت و آتش می زند ، زنان و کودکان را بی رحمانه کتک می زند در همین راستا برای آزار هر چه بیشتر امام حسین (ع)، نخست فرزند شیرخوار او را را  به قتل برساند.

     

    نکته سوم: ایا امام حسین (ع) و یارانشان تشنه بودند ؟پس چرا چاه حفر نشد؟

    اولا:مسأله تشنگی امام حسین علیه السلام از مسلمات است و یک مسأله یقینی و قطعی است  تردیدی در آن نیست.

    کتاب «الکامل فى التاریخ» نوشته ابن اثیر است که سنی مذهب است و ترجمه شده توسط حسین روحانی پس نمی‌توان گفت که همه مطالب آن صد در صد معتبر است.

    اما در مورد کتاب غم نامه کربلا که همان ترجمه لهوف ابن طاووس است و توسط اشتهاردی ترجمه شده معلوم است که ان را خوب مطالعه نکرده اید از لینک زیر دانلود کنید و  صفحات 14-29-63-78 را  مطالعه کنید. که اشاره به تشنه لب شهید شدن امام حسین(ع) دارد.

    http://dl.faraghlit.com/Book/lohouf/lohuf-Gham%20Name%20karbala-Motarjem%20Eshtehardi-Faraghlit.com.pdf

    کتابهای تاریخی که در مورد تشنگی امام  حسین (ع) در زمان شهادت سحن گفته اند عبارتند از:

    کامل الزیارات، 131؛ وسائل الشیعة، 3/282 و 25/278؛ مستدرک الوسائل، 10/237 و 10/239.البدء و التاریخ، 6/11؛ الاخبار الطوال، 258.

     

    ثانیا: بر فرض پذیرش این که آب در حد چهار یا پنج متر عمق زمین وجود داشته باشد –- شما صورتی را فرض کنید که تعداد محدودی با خانواده در محاصره شدید و سخت دشمن باشند، دشمنی که از گرفتن آب از نهر جلوگیری می کند طبعاً از حفر چاه نیز به طور جدی تر جلوگیری خواهد نمود، علاوه بر این که زمین کربلا ماسه زار است و کندن آن بسیار سخت و هرچه از آن حفر کنید دوباره پر می شود و این کار بسیار مشکل است.

    در عین حال با هر زحمتی هم که بود اصحاب امام (ع) چاه کندند هم چنان که ابن زیاد در نامه اش به عمر سعد به آن اشاره می کند و می گوید: اما بعد، به من خبر رسید که حسین و بچه هایش آب می خورند و چاه حفر نمودند ... زمانی که نامه ام به تو رسید تا می توانی آنها را از کندن چاه ممانعت کن و بر آنها سخت بگیر و اجازه نده که از آب فرات قطره ای بنوشند ...

     

    نکته چهارم: اتهام دزدی به شخصیتی چون حسین (ع)

    ایا امام حسین(ع) در جنگ ایران شرکت داشتند؟

    اولا: آنچه در کتب تاریخ آمده است مصادره اموال کاروان تجاری یزید یک بار توسط امام حسین (ع) انجام گرفت و آن در مسیر راه عراق بود که کاروانی تجارتی از یمن به سوی شام می‏رفت و برای یزید، اجناس قیمتی می‏برد. وقتی امام حسین(ع) در منزلگاه تنعیم به آن کاروان برخورد کرد، کالاهای آن را مصادره کرد تا راه برای وابستگان به یزید، ناامن شود. به افراد کاروان هم فرمود: هر کس بخواهد با ما به عراق بیاید، کرایه کاملش را خواهیم داد و با او رفتار خوب خواهیم داشت و هر کس هم بخواهد جدا شود، کرایه‏اش را تا اینجا می‏پردازیم. برخی جدا شدند، بعضی هم همراه امام آمدند. حضرت با این شیوه هم ضربه اقتصادی به حکومت یزید زد و هم از افراد دشمن، جذب نیرو کرد. (تاریخ طبرى، ج4، ص 289؛ حیاةالامام الحسین، ج3، ص 59؛ کامل، ابن اثیر، ج2، ص 547)

     

    اما در رابطه با دلیل و حکمت این کار باید بگوئیم که بعد از عهد شکنی معاویه در اعلام ولایت عهدی فرزندش یزید (که بر خلاف مفاد صلح نامه امام حسن مجتبی و معاویه بود)، امام حسین (ع) حکومت یزید را نامشروع دانسته و وظیفه خود را مخالفت و قیام در برابر آن می دانست و از همان روزهای نخست حکومت یزید حرکت اعتراضی خود را آغاز کردند و به مکه رفتند. بعد از اینکه مأموران یزید در صدد بودند با هتک حرمت مکه و بیت الله آن حضرت را به قتل بر سانند، حج خود را ناتمام گذاشته و مکه را به قصد عراق ترک کردند. در این زمان مبارزه بین امام و مأموران مخفی یزید شروع شده بود. در منزل تنعیم که بعد از مکه در مسیر عراق قرار گرفته است امام در راستای مبارزه خود دستور مصادره اموال کاروان یزید را صادر کردند و با این کار خود عدم مشروعیت یزید را عملاً به همگان اعلام نمودند.

    البته لازم است به این نکته هم توجه نمائید که در کتبی همانند "ارشاد"سخنی از مصادره اموال نیست و فقط آمده است که امام در منزل تنعیم شتران این کاروان را اجاره کرده بود.

     

    ثانیا:

    1. اعتبار یک منبع تاریخی یا روایی به این معنا نیست که تمام مطالب ذکر شده در آن صد در صد قطعی و مورد تأیید است. تاریخ طبری نیز از این قاعده مستثنا نیست. ثانیاً: علاوه بر این، خبر فوق در منابع شیعی وجود ندارد.

    2. برخی از راویان، راوی این خبر یعنی علی بن مجاهد را توثیق نمی کنند. یحیی بن معین، یحیی بن ضریس، علی بن حسن هسنجانی دریاره وی می گویند او کذاب و جاعل است.

    3. بر فرض صحت خبر شرکت امام حسن و امام حسین (ع) در چنین نبردی؛

    الف: آنان اگرچه جزو مخالفان حکومت خلفای سه گانه بودند، اما این بدان معنا نیست که امام علی (ع) و فرزندان و علاقه مندانش از حوادث و رخدادهای جامعه به دور باشند و به قوانین شهروندی پای بند نباشند.

    ب: بر فرض صحت چنین خبری، شرکت آنان در این نبرد همراه دیگر نیروهای رزمنده می توانست جنبه فرهنگی داشته باشد؛ یعنی آنان به عنوان سرباز در کنار دیگر نیروهای سپاه اسلام تعدیل کننده نیروهای رزمنده از تعرض های بی جا و بی مورد هنگام ورود به شهرها در برخورد با جان و مال مردم باشند.

    ج: در کدام تاریخ ثبت شده است که نیروها و سربازان ایران به دست آن دو امام کشته شده اند.

     

    نکته پنجم:ایه خواندن یزید برای بازماندگان کربلا.نظر دختر امام حسین(ع) در مورد یزید.

    اولا: انکسی که ایه خواند معاویه نبود بلکه یزید بود. در جهل یاوه  گویان همین بس که فرق یزید و معاویه را نمیدانند اصلا معاویه در زمان شهادت امام حسین(ع) زنده نبود .

    در این مورد به پاسخ شخص امام زین العابدین(ع) اکتفا می کنم.

    حدیث می‌خوانیم: هنگامی که امام علی بن الحسین ـ علیهم‌السلام ـ را با غل و زنجیر وارد مجلس یزید کردند، یزید رو به امام کرد و آیه سوره شوری را خواند: «ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» و می‌خواست چنین وانمود کند که مصائب شما خانواده نتیجه اعمال خودتان است و از این طریق زخم زبان بزند، اما امام فوراً کلام او را نفی کرد و فرمود: «کلا ما نزلت هذه فینا، اِنّما نُزلت فینا: «ما اصاب من مصیبةٍ فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبلِ اَنْ نَبْرَأها؛ چنین نیست، این آیه درباره ما نازل نشده است، آن‌چه درباره ما نازل شده است، آیه دیگری است که می‌گوید: هر مصیبتی در زمین یا وجود شما رخ دهد، پیش از آفرینش شما در لوح محفوظ ثبت شده است ( و فلسفه و حکمتی دارد)».

    ثانیا:

    یزید لعین دختری به نام عاتکه داشت. وی نیز پرسید سکینه دختر امام حسین علیه‏السلام کدام یک از شمایید؟ سکینه فرمود: منم دختر آن کسی که او را در عوض کفّار بدر و حنین کشتید. وای بر تو ما را استهزا می‏کنید و شماتت می‏نمایید. دختر یزید لعین گفت:
    من عاتکه دختر یزیدم، صاحب عزّت و دولتم، و اهل حق و دیانتم سکینه علیه‏السلام فرمود: تو کسی هستی که پدر ستمگرت به کشتن آل محمّد صلی الله علیه و آله فخر می‏کند و مادرت نیز تمکین غلام خود را کرد، پس بر تو و بر او لعنت خدا باد!
    دختر یزید لعین از این پاسخ گویا سنگ بر دهانش خورد.


    نکته ششم: چرا امام حسن(ع) قبام نکردند ولی امام حسین(ع) قیام کردند؟ایا هدف امام حسین (ع) سلطه جویی بود؟

    اولا :جواب سوال اول را از لینک زیر مطالعه کنید:

    http://hajj.ir/43/12406

    ثانیا: اگر هدف امام حسین (ع) سلطه جویی بود جان خود و خانواده اش را فدا نمینمود و با لشگری اندک به جنگ هزاران نفر نمیرفت.

    امام حسین ۵ انگیزه مهم از قیام عاشورا داشتند.مهم ترین انگیزه و هدف ایشان حفظ دین بوده که در راس همه امور است.

     

    اما در اخر به همه نژاد پرستان دروغگو که سعی در تخریب وجهه قیام عاشورا دارند جمله ای میگویم که امام حسین (ع) فرمود:

    (اگر دین ندارید و مسلمان نیستید لااقل آزاده  و جوانمرد باشید.)

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 280 تاريخ : يکشنبه 17 آبان 1394 ساعت: 18:30