جام الست

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

                                                                                                           

    روزه دارای فواید و برکات مختلف در ابعاد فردی و اجتماعی است.

     امام صادق (ع) :

    روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این به جهت آن است که غنی طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند؛ چرا که اغنیا معمولاً هر چه را بخواهند برای آنها فراهم است، خدا می خواهد میان بندگان مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا آنان به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند.

    "من لایحضره الفقیه، ج2،ص73"

    امام صادق (ع) در این حدیث به یکی از آثار اجتماعی روزه پرداخته اند و به روشنی پاسخ شبهه افکنان را داده اند . چرا که اغنیا هر زمان اراده کنند با امکانات خود نیازهایشان از جمله گرسنگی را برطرف می کنند ، اما در روزه امکانات آنها موثر نیست و باید سختی و فشار گرسنگی را اجبارا بچشند .

    این تجربه عملی موجب می شود روزه دار با گرسنگی و تشنگی موقت ، عاطفه اش شکوفا شده و موقعیت گرسنگان و مستمندان را بهتر درک کند و مسیری در زندگی او باز شود که حقوق زیردستان را ضایع نکرده و از دردهای محرومان غافل نباشد.

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 458 تاريخ : سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت: 8:58
    برچسب‌ها :

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    دکتر ژان فرموزان در باره فواید روزه داری چنین می گوید:

    در آغاز روزه داری، زبان باردار است، عرق بدن زیاد می شود، دهان بو می گیرد، گاه آب بینی را می افتد و همه، علامت شستشوی کامل بدن است. پس از سه، چهار روز، بو برطرف می شود، اسیداُوریک ادرار کاسته می شود و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده ای می کند و در این حال اعضا هم استراحتی دارند.

     

     دکتر کارلو :

    روزه ای که اسلام واجب کرده، بزرگترین ضامن سلامتی بدن است.


    دکتر کارل (فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی) می گوید:

    لزوم روزه داری در تمام ادیان تأکید شده است. در روزه ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعف احساس می شود، ولی در عین حال کیفیات پوشیده ای که اهمیت زیادی دارند، به فعالیت می افتند و بالاخره تمام اعضا مواد خاص خود را برای نگهداری و تعادل محیط داخلی و قلب قربانی می کنند.

     

    دکتر بندیکت :

    در این مدت (ایام روزه) در ترکیب خون، هیچگونه اخلاطی به هم نرسیده و آن نوری که در بعضی از روزه داران دیده می شود، یک حالت جوانی و نشاطی است که برای روزه داران رخ می دهد.

     

    کلنل درورشا (روانشناس) :

    روزه موجب حالت جزبه روحی می شود.

     


    شهید دکتر پاک نژاد :

    در ظرف مدت یک ماه روزه داری، آدمی دارنده یک بدن تازه تعمیر شده و آزاد گردیده و از قید و بند سموم رها شده است.

     

    دکتر اتوبو خنگر در کنگره پزشکی بغداد :

    شخص روزه دار با سوزاندن رسوبات بیمارگونه و چربی های زائد بدن، کوره متابولیسم خود را می افروزد. در مدت پنجاه سال که از تأسیس کلینک اتوبوخنگر می گذرد، بیش از پنجاه هزار بیمار در این کلینیک، توسط روزه درمان شده امد.دانستن فلسفه احکام، سبب معرفت و شناخت بیشتر نسبت به دین می گردد و همین شناخت، باعث تقویت اعتقاد و ایمان انسان خواهد شد.

     

    تذکر مهم: اگر هدف از روزه این باشد که مثلاً روزه بگیرد تا در چاقی و لاغریش اثر کند، و یا در قند و چربی خونش و ... مؤثر واقع شود، این روزه نزد خداوند سبحان ذره ای ارزش و ثواب ندارد و چه بسا موجب خشم و غضب خداوند گردد و او را به عذاب الهی مبتلا سازد. بر همین اساس حضرت علی (ع) فرمودند: با اخلاص (عمل را فقط برای خشنودی خداوند انجام دادن) کارهای انسان نزد خداوند قبول می شود.(غررالحکم، ص 432).

    بنابراین وظیفه یک فرد مسلمانی که می خواهد روزه بگیرد و یا عمل واجب و مستحبی را انجام دهد، آن است که بگوید:«خدایا! می دانم تو حکیمی و تمام دستوراتت برای خیر و سعادت ما است، و می دانم این عمل فوائد زیادی برای من و حتی جامعه دارد، ولی من این عمل را فقط برای رضایت و خشنودی تو انجام می دهم».و لازم نیست اینها را به زبان بگوید، بلکه در دلش چنین نیتی داشته باشد، کافی است.

    کسانی که دلشان به حال مردم می سوزد و دوست دارند جوانان این مرز و بوم، جوانانی سالم از نظر روحی و جسمی باقی بمانند، راهی ندارند جز آنکه دلهای پاک جوانان را با دستورات حیاتبخش اسلام عزیز آشنا سازند و مسائل اسلام را با استدلال و منطق برای آنان بیان نمایند.

    برادران و خواهران عزیر بدانند که آنچه درباره فلسفه احکام گفته می شود، قسمتی از علت احکام می باشد و الا ذهن ما توان درک حقیقت و تمام علت احکام را ندارد، زیرا علم ما در برابر علم بی نهایت خداوند علیم و ائمه اطهار (ع) نا چیز است. بر همین اساس،رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید:«در روزه آنقدر فایده هست، که قابل شمارش نیست».

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 320 تاريخ : يکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت: 8:09
    برچسب‌ها :

    ما در نماز خود می گوئیم: " قل هو الله احد" یعنی: بگو خدا يگانه است. ما به چه کسی ميگوئيم که بگوید خدا يگانه است؟ و آیا خدا خود نمی داند که يگانه است؟

    پاسخ: این مسئله به زبان و ادبیات و فرهنگ سخن گفتن مربوط می شود. وقتی ما کار نادرستی انجام میدهیم و عصبی می شویم می گوئیم: «آخه چرا اینکار را کردی» یا « آخه بگو چرا اینکار را کردی» یا « آخه بگو مگه مرض داشتی که این کار را کردی»! این جملات را ما به خودمان می گوئیم و معنی آن اینست که: ما نمی بایست اینکار را می کردیم. (نه اینکه از کسی می خواهیم که بگوید: چرا اینکار را کرده است، و یا برود از کس دیگری بپرسد که او چرا اینکار را کرده بوده).

    یا مثلاً ما می شنویم که کسی به کسی می گوید: آقا باز هم تشریف بیاورند! یعنی: تو باز هم اینجا بیا. فرق این دو گفته در این است که اولی: مخاطب خود را گرامی و ارجمند و بزرگوار میدارد ولی دومی این چیزها را ندارد.

    در زبان عربی در زمینه های گوناگون یکسری ریزه کاریهائی وجود دارد. مثلاً در زمینه "ارج گذاشتن و گرامی داشتن و اهمیت دادن" از جمله: «شأن بمعنی: مرتبه و جایگاه» و «تعظیم بمعنی: بزرگ داشتن» و «تفخیم بمعنی: شکوه دادن» وجود دارد.

    مثلاً در آغاز سوره بقره می خوانیم: « ذالکَ الکتاب» یعنی « آن کتاب». آن کتاب یعنی کدام کتاب؟ یعنی همین کتابی که جلو ماست و قرآن نام دارد و داریم آنرا می خوانیم. چرا نمی گوید "این کتاب"؟ اگر بگوید "این کتاب" در اینصورت قرآن هم از نظر گوینده کتابی است مانند هر کتاب دیگری. ولی وقتی می گوید "آن کتاب" در آنصورت گوینده، قرآن را بزرگ می کند و ارج می گذارد و اهمیت میدهد.

    جمله « قل هو الله احد» بمعنی: « بگو خدا یکتا است» نیز در ظاهر بمعنی «بگو خدا یکتا است» می باشد ولی در معنی یعنی: "من میگویم خدا یکتا است". یعنی: ایمان و عقیده و دیدگاه من اینست. (نه اینکه به کسی می گویم که او بگوید: "خدا يکتا است").

    اما اینکه آیا خدا خود میداند که خودش يکتا است یا نه، روشن است که وی این را میداند، چنانکه وقتی شاگردی به آموزگاری  پاسخی می دهد خودِ آموزگار آنرا می داند، ولی شاگرد میخواهد که میزان دانائی و فهم و شایستگی خود را نشان بدهد. یا مثلاً وقتی در جهان سیاست کسی کاری را محکوم می کند، دیگران که می دانند آن کار محکوم است ولی او موضع خودش را اعلام میکند. وقتی ما میگوئیم "خدا یکتا است" ما ایمان و دیدگاه خودمان را ابراز می کنیم، و با آن می گوئیم: خدای خورشید، خدای ماه، خدای زیبائی، خدای جویبار، خدای جدید قانون خود ذاتی الکترون، خدای جدید قانون خود ذاتی پروتون، خدای تصادفی درست شدن هستی و خدایان دیگری وجود ندارد. هر چه هست همه یک چیز است و از یک جا می آید و آن فقط یک خداست.

    منبع:quranology.com

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 299 تاريخ : پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت: 10:17
    برچسب‌ها :

    نکته اول:  واژه کفر، از نظر لغت شناسان عرب به معنای «پوشاندن» است.

    فقهاء عظام شیعه، کسی را که منکر یگانگی خداوند باشد یا شریک برای او قرار دهد، و موارد دیگری را که در رساله ها بیان شده است، کافر شمرده اند.برای نجاست کافر به آیه "انما المشرکون نجس ..." استدلال شده است.

    فقهای شیعه در باره نجاست کفار تقریبا اتفاق نظر دارند؛ اما نسبت به اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان و ...) بعضی از فقها آنان را پاک می دانند و می گویند: محکوم به طهارت ذاتی اند؛ یعنی بدانیم که او با نجاسات، تماس بدنی نداشته و از آنها استفاده هم نکرده است، دیگر نجس نیست.

     

    نکته دوم: راغب اصفهانی می نویسد: نجاست بر دو نوع است:

    1- یک نوع که با حواس قابل درک است.

    2- نوع دوم که با دیده بصیرت قابل درک است.

    خداوند مشرکان را به نجاست نوع دوم توصیف کرده و فرموده است:« اى کسانى که ایمان آورده‏اید، جز این نیست که مشرکان نجس و پلیدند.

     

    نکته سوم: در جایی که برای مجرم و گناه کار، مجازات و کیفری در نظر گرفته می شود طبعا مصلحت جامعه و اجتماع و نوع مردم در نظر گرفته شده است  نه شخص مجرم؛ مثلا وقتی کسی نظم جامعه را بر هم می زند و آشوب به پا می کند در این صورت برای مصلحت جامعه و اجتماع، این شخص دستگیر شده و روانه زندان می شود گرچه این نوع برخورد با او توهین به شعور، شخصیت، اختیار و آزادی به حساب می آید ولی هیچ عاقل منصفی به این نوع برخورد اعتراض نمی کند.

    از نظر لغوی نجس به معنای پلیدی ، ناپاک، آلوده، می باشد و کسی که وجود خداوند قادر را انکار می کند و یا برای او شریک قرار می دهد قطعا آلوده و ناپاک است این یک کیفر و مجازات است برای کسانی که وجود خداوند را انکار می کنند و بدیهی است که ممکن است شخص اجرای کیفر و مجازات را توهین به خود تلقی کند اما عامل این توهین خود شخص است.

    مانند این است که  قاضی فردی را که دزدی کرده دزد خطاب کند و او را مجازات کند و دزد بگوید چرا به من فحش میدهی و مرا مجازات میکنی من فقط اموال مردم را قرض میگرفتم؟؟

     

    نکته چهارم : حکم به نجاست کفار اگر چه ممکن است مستند به پلیدی فکر و روح و روان کافر باشد ولی در ظاهر، حکم به قطع کردن بعضی از روابط با کافر است که مسلمان را از این که از هر جهت با بیگانه یگانه شود و تحت تأثیر افکار و عادات و اخلاق کفار قرار بگیرد مصونیت می دهد و استقلال او را حفظ می نماید به بیان دیگر، دلیل حکم اسلام به نجاست کفار آن است که در حد امکان، مانعی برای معاشرت مسلمانان با آنها ایجاد شود تا از نفوذ افکار مخرب آنها در بین افرادی از مسلمانان که توانایی های علمی کمتری در بحث با آنان دارند، جلوگیری به عمل آید .

    پس حکم به نجاست کفار، کاملاً منطقی و حکیمانه و یک مجازات برای او به حساب می آید.

    وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

    م.م.م

     وبلاگ جام الست

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 300 تاريخ : سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 22:08
    برچسب‌ها :

    نکته اول: بیشتر زبان شناسان بر این باور و عقیده هستند که زبان عربی از جهت قواعد دستور زبان و جامعیت، از دیگر زبان های دنیا کامل تر و غنی تر است. قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد، یعنی نمی توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود . چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن‌ها را بیان نمود. به عنوان مثال از سوره حمد نام می‏بریم که هیچ ترجمه ‏اى که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست.

    برای مثال اگر بخواهیم فقط از «بسم الله الرحمن الرحیم» در زبان فارسی  یک ترجمه ارائه دهیم که البته باز هم کامل نیست میشود:

    1- در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد2 - اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی‌توان ترجمه کرد. 3- «رحمان» یعنی خدایی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می‌کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می‏دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا می‏فرماید.  4- «رحیم» یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می‏کند.

    ترجمه ناقص این چهار کلمه میشود چیزی که مشاهده فرمودید. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلی پیچیده ‏تر می‏شود.

     

    نکته دوم:  ایجاد زبانى مشترک میان همه پیروان اسلام و فراهم سازى وحدت و پیوند بین المللى دینى.

    همانطور که بلاتشبیه برای ارتباط میان مردم جهان زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی انتخاب شده است.

     

    نکته سوم: یکی از زیبایی های این تکلیف الهی، همین یگانگی و وحدت آن است که همه مسلمانان این کره خاکی رو به یک قبله می ایستند و به یک زبان خدا را می خوانند. در صورتی که اگر قرار بود هر کس به زبان خود نماز بخواند، آشفتگی و پراکندگی و بی نظمی، جای این وحدت و یگانگی را می گرفت.

     

    نکته چهارم: یادمان باشد که در اصل همه این عبادت ها و نمازها و نیایش ها، تمرین تسلیم و بندگی و اطاعت از خداست و بی تردید چگونگی خواندن نماز هم باید از سر بندگی و تسلیم و اطاعت باشد هرچند که ما همه علت ها و حکمت های آن را ندانیم. تعبدى و توقیفى بودن خواندن نماز به لفظ عربى، به این معنا که شریعت اسلام دستور داده که نماز را به عربى بخوانیم .طبیعی است که عدم توجه به خواست الهی و عمل کردن هر شخص بنا بر خواست خود ، با روح تعبد و تسلیم سازگار نیست.

     

    نکته پنجم :وحدت زبان ضامن حفظ و مصونیت این عبادت بزرگ از تحریف و آمیختگی با خرافات است.

     

    نکته ششم: ممکن است به ذهن کسی برسد که وادار کردن مردمی غیر مسلط بر زبان عربی به خواندن نماز به زبان عربی، نوعی ایجاد مشقت برای آنها و اجحاف و ستم در حق آنهاست. در جواب می توان گفت برای مردمی که برای رفع حوائج روزمره ی خود، ده ها و بلکه صدها اصطلاح و واژه­ های بیگانه را به راحتی یاد گرفته و به کار می برند، یاد گرفتن کلمات نماز که مجموع کلمات واجب آن (با حذف کلمات تکراری) حدود 20 کلمه می باشد، کار مشکلی نیست و از طرف دیگر ، معنای ظاهری و سطحی کلمات نماز بسیار ساده و آسان است.

     

    نکته هفتم: اگر چه با توجه به دلیل‌هایی که ذکر کردیم نماز باید به زبان عربی خوانده شود ، اما این بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید . انسان می تواند با هر زبانی که خواست در غیر نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نیاز کند و درد‌ها و نیاز‌های خود را با او در میان گذارد .حتی در قنوت نماز که جایگاه خواستن حاجت‌ها است ، به فتوای اکثرمراجع، انسان می تواند به فارسی یا هر زبان دیگر با خدا سخن گوید.

     

     

    وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

    م.م.م

     وبلاگ جام الست

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 254 تاريخ : سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 22:07
    برچسب‌ها : نماز ، زبان عربی,

     نکته اول:  واقعش این است که از سؤال برخی معلوم می‌شود که حتی یک بار هم قرآن را نخوانده‌اند، و اساساً تفکر و تعمق نیز نمی‌کنند، بعد به شکلِ شاخ و شانه کشیدن، چون و چرا هم می‌کنند! یکی از روش‌های خیلی کهنه آنان نیز دائم "عرب و عجم" گفتن است. خب این که سؤال نیست، شبهه هم نیست، بلکه فقط جوسازی است . حالا اگر کسی به آنها بگوید که از کجا فهمیدید که در قرآن سخنی از "برف " نیامده است و کی گفته که عرب‌ها سرما ندیده‌اند، چه خواهند گفت؟ وقتی به جای سؤال کردن، ابتدا یک قضیه‌ای که صحت ندارد را فرض مسلم می‌گیرند و سپس درباره‌ی فرض خود [که به قرآن نسبت داده‌اند] چون و چرا هم می‌کنند، معلوم می‌شود که بدون علم، وارد موضع‌گیری مغرضانه شده‌اند و اصلاً به دنبال پاسخ نیستند.

     

    نکته دوم: این طور نیست که در شبه جزیره عربستان هیچ سرما و برف و تگرگی نیامده باشد و نه این طور است که مردم به جاهای دیگر سفر نکرده و ندیده باشند. مثل این است که کسی بگوید: چون در شهری مثل تهران یا اصفهان یا مشهد، هوا رطوبت ندارد و شرجی نیست، مردمان این شهرها اصلاً نمی‌دانند و نمی‌فهمند که رطوبت هوا یعنی چه؟!

     

     نکته سوم: برف و تگرگ، همان بارانی است که به علت برودت (سرمای) هوا، یخ زده است. اگر ذراتش ریز باشد به دانه‌های برف مبدل می‌شود و اگر درشت‌تر باشد و بیشتر یخ بزند، تگرگ می‌شود. و هر کس کمی قرآن خوانده باشد، با آیات متعدد در خصوص "باران" که ریشه برف و تگرگ است، آشنا می‌شود، هر چند در قرآن کریم به برف و تگرگ نیز اشاره شده است:

    «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاء وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَاء یَکَادُ سَنَا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ» (النّور، 43)

    ترجمه: آیا ندیدى که خداوند ابرى را (از هر سو) به آرامى مى‏راند سپس میان (قطعات) آن پیوند مى‏دهد سپس آن را متراکم مى‏سازد، پس باران را مى‏ بینى که از لابه‏لاى آن بیرون مى‏آید، و نیز از آسمان (بالاى سرتان) از کوه‏هاى ابر یخ‏زده که در آن هست برف و تگرگ فرو مى‏ریزد، پس به سبب آن به قومى که بخواهد (در دنیا به آنها کیفر دهد) زیان مى‏رساند و آن را از قومى که بخواهد برمى‏گرداند، نزدیک است روشنى برقش (نور) چشم‏ها را از بین ببرد.

     

    نکته چهارم:  با تمام این اوصاف اگر نام چیزی در قرآن نیامده باشد مسئله عجیبی نیست؛ چیزهای زیادی  وجود دارد که در قرآن به آنها اشاره نشده است. برای مثال درباره میوه‌ای؛ مانند پرتقال یا لیمو و یا موز یا درباره موادی؛ مانند نفت و بنزین و بسیاری از چیزهای دیگر مطلبی در قرآن وجود ندارد. پس این پرسش نسبت به همه آنها وجود خواهد داشت. بدیهی است که این نقصی برای قرآن نخواهد بود؛ چراکه قرآن کتاب دائرة المعارف نیست، تا اسامی هر چیزی در آن وجود داشته باشد. وقتی می گوییم قرآن کتابی جامع است، منظورمان این است که همه چیزهایی که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت اخروی و دنیوی خود بدان محتاج است، در قرآن بیان شده است. و قرآن در تبلیغ خود باید طوری سخن بگوید که هم مخاطبین اولیه درک کنند و هم افرادی با سطح علمی بالاتر و کسی را دچار سردرگمی نکند به عبارت دیگر، قرآن در کلام خود با مخاطبانش رعایت سطح فکری و فرهنگی همه را کرده است.

     

    نکته پنجم: خب حالا آن که با "عرب، عرب" گفتن و بحث سرما و گرما می‌خواست قرآن را رد و تکذیب کند، چه می‌گوید؟ آیا پس از آشنایی با این آیات ایمان می‌آورد و یا دست کم اقرار می‌کند که در مورد قرآن به خطا قضاوت کردم؟ خیر، بلکه بسیاری بدتر لجاج می‌کنند، چرا که قرآن چیزی به ظالمین به جز خسران آنها نمی‌افزاید.

     

    وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

    م.م.م

     وبلاگ جام الست

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 394 تاريخ : سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 22:09
    برچسب‌ها : برف ، قرآن,

    علت انحراف فرزندان بعضی از بزرگان

    عده ای  این سوال را مطرح می کنند که چرا فرزندان بعضی ازعلما و بزرگان از مسیر حق منحرف شده اند. آیا تربیت آنها صحیح نبوده و یا از مال حلال استفاده نکرده اند.

    حتما شما نیز در اقوام ، آشنایان و همسایگان خود خانواده هایی  را می شناسید که افراد تحصیلکرده ای هستند ولی فرزندانی دارند که ترک تحصیل کرده اند و یا پدر و مادر هردو مذهبی هستند ولی فرزندان آنها از دین فاصله دارند.

    به طور كلي سه دسته عوامل هستند كه در شكل گيري شخصيت انسان نقش قابل توجهي دارند:

    الف . نقش عوامل وراثتي وخانواده

    ب . تأثير عوامل محيطي

    ج . نقش خود انسان و اراده او

    قضیه فرزندان خطاکار سابقه ای به طول تاریخ دارد. از زمان پدر همه انسان ها ،  حضرت آدم (علیه السلام) شروع میشود که فرزند خطاکاری چون قابیل دارد. و یا مشهور ترین مثال که فرزند حضرت نوح (علیه السلام ) است.

    در مورد قابیل می توان گفت علت خطاکار شدن او همان مورد سوم یعنی اراده  شخصی و طمع او برای قتل برادرش بود.

    اما در مورد پسر نوح همانطور که سعدی شیرازی می فرماید:

    «پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد»

    یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین عوامل در شکل‌گیری شخصیت انسان،‌ دوستان و هم‌سالان او می‌باشد.
    انسان از دوستان و هم‌سالان خود بیشتر از پدر و مادر حرف ‌شنوی دارد.

    بله هم نشین بد میتواند باعث انحراف انسان شود همانطور که در تاریخ انقلاب اسلامی ، دشمنان با نفوذ به بیت علما و دوستی با فرزندان ایشان مسبب انحراف آنان میشدند که حرکتی برنامه ریزی شده و هدفمند بود.

    البته از جهت دیگر فرزندان بزرگان برای آنها مایه آزمایش هستند همانطور خداوند در قرآن کریم میفرماید:

    وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ (انفال/2)؛ و بدانید که اموال و اولاد شما وسیله آزمایشند.

    و از جمله کسانی که از این آزمایش سربلند بیرون آمدند می توان به حضرات آیات گیلانی ، جنتی و مشکینی هستند. که فرزندان خود را بدون هیچ جنجال آفرینی تسلیم قانون کردند.رفتار این بزرگان برای انقلابیون مایه افتخار و برای سایرین درس عبرت است.

    «برای مثال محمد حسین جنتی فرزند آیت الله جنتی نیز از نمونه هایی بود که در اوایل انقلاب در جریان یک درگیری کشته شد. روایت است که می گوید آیت الله جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است و روند انقلاب را قبول ندارد دستگیر یا اعدام شود 40 روز روزه شکر بگیرد.او قبل از انقلاب به دلیل ارتباطش با سازمان مجاهدین خلق دستگیر و محکوم به حبس ابد شد. در آبان سال 57 از زندان آزاد شد و پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از سازمان مجاهدین خلق برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید. مدتی به همراه همسرش به زندگی مخفی روی آورد. در پاییز 1360 خانه او به محاصره در آمد، پس از درگیری، حسین خود را از پنجره ساختمان به پائین پرت کرد تا فرار کند، اما کشته شد. همسر وی که برای خرید بیرون رفته بود، هنگام بازگشت به وضعیت محل مشکوک شده و از آنجا می‌گریزد.»

    وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

    م.م.م

     وبلاگ جام الست

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 377 تاريخ : يکشنبه 5 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:04
    برچسب‌ها :

    متن شبهه:

    حتما همه آقای رامین مشاور مطبوعاتی وزارت ارشاد اسلامی آقای احمدی نژاد را میشناسید که چه بلایی سر مطبوعات مستقل آورد؟

    ایشان گل پسری دارند به نام محمدیاسین، حدودن سی ساله که تحصیلاتش هیچ ربطی به پزشکی و امور دارویی ندارد..

    در اوج تحریمها همین آقازاده، مسئول واردات داروهای خاص از جمله شیمی درمانی و ام -اس و هموفیلی و... شد!!

    بعد ارز 1000 تومانی میگرفت و داروها را وارد و به ملت میفروخت. البته ملت عادی و سالم نه؛ مردمی که در آستانه مرگ مجبور بودند همه چیزشان را بدهند و دارو بخرن...

    و اما جالب تر اینکه همین آقازاده، عاشق دل باخته بازیگر معروف سینما خانوم "مهناز افشار" که ده سال از او بزرگتر بود، می شود و هرچه می گویند نه، می گوید می خوام..

    در نتیجه خانواده مجبور میشوند خواستگاری کنند و مبلغ بیست میلیارد تومان ناقابل مهریه و یک خانه در آمریکا (سرزمین دشمن جهان خوار)، پشت قباله عروس خانوم کنند و یک مراسم بسیار ساده عروسی! باز هم در سرزمین کفرخیز آمریکا برایشان راه بیاندازند و در ادامه نیز به دلیل سن بالای عروس خانوم هرچه سریع تر باردار شده و باز بالاجبار راهی سرزمین دشمن اسلام (آمریکای جهان خوار) میشوند تا زایمان فرزندشان در آنجا تحت نظر پزشکان آمریکایی باشد و از طرفی هم فرزندشان تابعیت دوگانه ایرانی آمریکایی پیدا کند (کار از محکم کاری عیب نمیکنه...)

    ...اینها مملکت را اینگونه اداره میکنند (البته بهتر است بگویم میچاپند)

    و عده ای ساده اندیش در خیابان مرگ بر آمریکا سر میدهند و همه مشکلات مان را به آمریکا و یادش کنندگان با آن، نسبت میدهند!!!

     

    پاسخ شبهه :

    دکتر رامین و پسرش:

    1. محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم و در دولت نهم مشاور مطبوعاتی محمود احمدی‌نژاد بود.
    2. کسانی  که به دکتر رامین در مورد توقیف روزنامه ها ایراد میگیرند حتما دوران خفقان مطبوعاتی دولت های آقایان هاشمی و خاتمی را فراموش کرده اند و یا سنشان به آن دوران قد نمی دهند.
    3. اما درمورد یاسین پسر ارشد دکتر رامین، هرکسی که اندک اطلاعات سیاسی و اجتماعی داشته باشد این موضوع را خوب میداند که این پدر و پسر در مواضع سیاسی ، مذهبی و اجتماعی 180 درجه اختلاف دارند. یاسین رامین یک اصلاح طلب از طیف آقای خاتمی است مثلا در همین موضوع ازدواج یاسین با مهناز افشار دکتر رامین به شدت ابراز مخالفت می کند تا جایی که در مراسم ازدواج حاضر نمیشود. همچنین صیغه عقد این زوج توسط سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران در تاریخ ٢١ خرداد ١٣٩٣ خوانده شد. البته مواضع سیاسی خانم مهناز افشار نیز بر همگان واضح و مبرهن است. پس گناه پسر را به پای پدر ننویسیم. در مورد بحث آقازادگی در مطلب دیگر مفصل بحث خواهم نمود.
    4. اما در مورد متن سرتاسر دروغ و مغالطه ای که هدف نهایی آن کوبیدن شعار انقلابی مرگ بر آمریکاست باید گفت:

    برخی وطن فروش که محل کسب درآمدشان همانطور که خود نیز به آن معترف هستند آمریکای جهانخوار و جنایتکار است. متن های دروغین همچون متن مورد بحث را ساخته و افرادی ساده اندیش که دارای کمترین  اطلاعات سیاسی و اجتماعی هم نیستند آن را در فضای مجازی منتشر میکنند.

    عده ای هم همچون اصلاح طلبان و همفکران آنها عمدا جنایات آمریکا را به فراموشی سپرده اند و دم از مذاکره می زنند.

    آمریکا همان کشوریست که صدام با حمایت او مردم این مملکت را به خاک خون کشید. و رژیم خونخوار پهلوی با اسلحه های ساخت او جوانان غیرتمند این کشور را در تهران و اصفهان ومشهد و......... به رگبار بست.آمریکا همان کشوریست که هواپیمای حامل زنان و کودکان ایرانی را با موشک هدف قرار داد. و 37 سال ایران را مورد شدید ترین تحریم ها قرار داد و اکنون نیز از عربستان جنایتکار حمایت میکند.

    در پس هر جنایتی در این جهان یک نام میدرخشد و آن «ایالات متحده آمریکا» است.

    صاحب هر نوع عقیده ای که هستید این را بدانید مرگ بر آمریکا فقط یک شعار نیست بلکه یک ایدئولوژیست.

     

    وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

    م.م.م

     وبلاگ جام الست

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 398 تاريخ : جمعه 14 خرداد 1395 ساعت: 5:48
    برچسب‌ها :

    متن شبهه:

    ((عجب حرفی زده این نیچه!

    از زمانی ڪه بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند،

    دیگر

    نه عصا مارشد

    نه دریا شکافت

    نه کودکی بی پدر متولد شد

    نه مرده ایی زنده شد

    نه انسانی در دل ماه رفت

    نه انسانی با حیوان سخن گفت

    نه انسانی سوار بر قالیچه پرواز کرد

    نه آتشی گلستان شد

    نه پیامبری ظهور کرد !!!!!

    برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه !

    برایش روزه بگیری یا نه !

    فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی !

    اما اینها برای من و تو فرق می کند .

    و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ،من گفتم من با ایمان ترم تو گفتی من!

    و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی ست

    فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.

    به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم !

    اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود

    نه به شیوه ما!

    خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت.))

     

    پاسخ شبهه:

     

    نکته : این که تمام متن بالا تراوشات ذهن نیچه است یا خیر خود جای سؤال دارد، چون اساسا فردی که اعتقادی به وجود خداوند ندارد چگونه در قسمت دوم متن در مورد روش پرستش خداوند پیشنهاد ارائه می دهد.ولی قسمت اول شاید از سخنان وی باشد.

    پاسخ قسمت اول:

    بشر از همان ابتدای خلقتش، تاریخ را به گونه‌ای ثبت می‌کرد. یا سینه به سینه منتقل می‌شد، یا روی سنگ‌ها، دیوارها و ستون‌ها با نقش و نگار و سپس با جملات ثبت می‌شد و یا (پس از آغاز کتابت)، نوشته می‌شد.

    الف - آن چه این گونه با عناد و لجاج ردیف شده است، معجزات انبیا و رسولان الهی بوده که بیش از 1400 سال پیش با نبوت و رسالت حضرت خاتم الانبیاء و المرسلین، حضرت محمد (ص) خاتمه یافت و ختم نبوت و رسالت نیز ربطی به ضبط صدا و تصویر ندارد.

    «مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا» (الإحزاب، 40)

    ترجمه: محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. و خدا همواره بر هر چیزى داناست.

    ب – وقتی خبر اختتام نبوت و رسالت آمد، حتی در مخیله بشر نیز خطور نمی‌کرد که شاید روزی بتواند صدا و تصویر را ضبط کند، چرا که بعثت آخرین پیامبر صلوات الله علیه و آله، مقارن با سال 610 میلادی بوده، اما مشهور است که اولین دستگاه ضبط صدا به وسیله «توماس ادیسون» در سال ۱۸۷۷ ساخته شد و اولین عکسبرداری توسط مخترعی فرانسوی، به نام ژوزف نیسفور نیپس (۱۷۶۵-۱۸۳۳) بوده و هم چنین مشهور است که اولین امتیاز فیلمبرداری نیز به نام توماس ادیسون در سال 1891 میلادی ثبت شده است.

    بنابر این نبوت، رسالت و معجزاتی که نام برده‌اند، اغلب متعلق به تاریخ قبل از میلاد یا پس از آن بوده؛ رحلت پیامبراکرم صلوات الله علیه و آله، در سال 633 میلادی می‌باشد، و این اختراعات همه در قرن 18 میلادی اتفاق افتاده است. یعنی حدود 1200 سال با رحلت آخرین نبی فاصله دارند، چه رسد به انبیای سلف. 

    ج – پس این ادعا که "از لحظه‌ی اختراع و امکان ثبت صدا و تصویر، معجزات قطع شد"، کاملاً دروغی جاهلانه است، چرا که معجزات 1200 سال (12 قرن) قبل از این اختراعات قطع شده بود.

    د – بشر برای قبول و باور ادعا نبوت و رسالت، نیاز به معجزه دارد؛ یعنی کاری که دیگران از انجام آن عاجز باشند. منتهی "معجزه" در هر عصری، متناسب با شرایط و نیازهای آن عصر است.

    مثل این که در زمان حضرت موسی علیه السلام، جادوگران خود را خدایان و یا مرتبطین با خدا مطرح می‌کردند، و معجزه‌ی وی عصایی بود که جادوی آنها را بلعید و یا سبب غرق فرعونیان شد.

    ﻫ - اما اسلام، آخرین دین است، یعنی پایان نبوت است. دینی همگانی برای تمامی اعصار.

    پس معجزه‌ی آن نیز باید باقی بماند تا همگان ببینند و مطابق با شرایط و نیاز مخاطبین خود تا آخرالزمان باشد.

    لذا معجزه این پیامبر عظیم‌الشأن صلوات الله علیه و آله، از سنخ "علم" است که با کتابت "کتاب الله" و کلام "کلام‌الله" بیان و ابلاغ شده است. معجزه‌ی آشکار، همیشگی و در دسترس همگان.

     

    گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانى مى‏گوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛ امّا هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبى در ما ایجاد نمود. به زودى این کتاب توصیف‏ناپذیر، محور افکار مردم جهان مى‏گردد!

     

    آلبرت انیشتاین که نیازى به معرفى ندارد، مى‏گوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست؛ مجموعه‏اى از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهى که بزرگـترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت مى‏کند.

     

    معجزات سایر انبیای الهی را قبول داریم، چون در قرآن کریم به آنها تصریح شده است، اما برای ما دیگر معجزه نیستند، چون تکرار نشده و نمی‌بینیم.

    اما معجزه‌ی آخرین انبیای الهی همیشه در دسترس همگان است و اتفاقاً نه تنها اختراع دستگاه‌های ضبط صدا، عکس و تصویر متحرک (فیلم)، خللی در آن وارد نکرده است، بلکه موجب نشر و شناخت بیشتر آن نیز گردیده است.

     

    پاسخ قسمت دوم :

    اگر بخواهی راه خدا و رضایت خدا را داشته باشی

    و اگر بخواهی خدا را عبادت کنی،

    و خداپرست باشی ونه خودپرست

    در این صورت باید بدانی :

    زمانی که شیطان به خداوند گفت :

    تکلیف سجده ی بر آدم را از من بردار

    تا تو را آنگونه عبادت کنم که هیچ نبی مرسل  یا فرشته ی مقربی تو را آنگونه عبادتت نکرده باشد

    خداوند در جواب فرمود : راه بندگی من آنگونه است که من (خدا) می خواهم

    نه آنگونه که تو می خواهی

    زیرا بندگه خدا فقط با عبادت خدا ممکن است

    و بندگی به روش دلخواه هرکس خودپرستی است.

    ***********

    و اما در مورد اینکه چه کسی یا ایمان تر است.

    جدال بر سر چیزی که طرفین به آن آگاهی ندارند عین نادانی است

    ***********

    راه اتصال به خدا را هم خود خدا تعیین می کند نه اشخاص

    و هیچ راهی جز صراط مستقیم بندگی خدا ، راه خداپرستی نیست

    ***********

    ما مسلمان شده ایم

    دین ما دین آگاهیست

    ما به قهقرا نمیرویم و عقب گرد هم نمی کنیم

    و خدای هستی بخش را می پرستیم.

    وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

    م.م.م

     وبلاگ جام الست

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 281 تاريخ : جمعه 27 فروردين 1395 ساعت: 23:46
    برچسب‌ها : نیچه,

    متن شایعه

    « این سگ در زلزله ی ترکیه جان ٣ نفر را نجات داده و امام جمعه آن محل در ترکیه بر دستان حیوان بوسه میزند!! » …

     

    پاسخ شایعه

    ۱- تصویر بوسیدن دست سگ توسط  یک روحانی شیعه در کشور ترکیه، جعلی و ساختگی ومحصول نرم افزارهای ویرایش تصویر است.

     

    ۲- برخلاف ادعای متن شایعه، روحانی حاضر در تصویر، امام جمعه ای در کشور ترکیه نیست.  وی سید عمار الحکیم، روحانی و سیاستمدار شیعه ی عراقی و رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق است. او پس از مرگ پدرش عبدالعزیز حکیم در اوت سال ۲۰۰۹ به این مقام انتخاب شد که به تازگی دوباره به این مقام منصوب گردیده است.

     

    http://url.faranama.co/htnSD

     

    ۳- اصل این تصویر مربوط به “پدر توماس” کشیش اتریشی است که در میدان سنت پیتر در واتیکان و در حال متبرک کردن حیوانات می باشد. پدر توماس کشیش کاتولیک مذهب و از فعالان حقوق حیوانات است و خود را کشیش حیوانات نامیده است. این تصویر در چهارم ماه اکتبر ۲۰۱۱ یعنی سالگرد زادروزِ “سنت فرانسیس آسیسی”، کشیش حامی طبیعت گرفته شده است. معمولا در این روز، کودکان حیوانات خانگی خود را به نشانه ی عشق به طبیعت به کلیسا می برند و حیواناتشان با آب مقدس متبرک شده و مورد رحمت قرار می گیرند.

    نویسنده : محمد مهدی متقی بازدید : 323 تاريخ : سه شنبه 17 فروردين 1395 ساعت: 21:05